أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

256

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

را كنار گذاشتند و به دنبال آن تمامى موسوىها را كه از طايفهء اشراف طبقهء اول بودند به حاشيه راندند . « 1 » صاحب يمن سليمانىها چندان در حكومت پايدار نماندند ، چرا كه صليحى حاكم يمن « 2 » پس از گذشت دو سال از حكومت آنان ، مكه را تصرف كرد . مورّخان از حاكمان سليمانى به جز فردى به نام محمد بن عبدالرحمن از نوادگان ابوفاتك از ديگرى ياد نكرده‌اند . هواشم طبقهء سوم از اشراف اقامت صليحى در مكه از يك ماه فراتر نرفت ، زيرا او توانست مؤسس طبقهء سوم اشراف را كه نامش ابوهاشم محمد بن جعفر بن محمد ، نوادهء امير حسين بود ، بر تخت بنشاند . « 3 » طبقهء اول اشراف با طبقهء سوم در اين امير حسين به هم مىرسيدند . كما اين كه هر سه طبقه در جدّ هشتم اين ابوهاشم ، يعنى عبدالله بن موسى بن جون با يكديگر مشترك بودند . صليحى مال و سلاح و لشكر در اختيار او گذاشت تا بتواند آن مناطق را آرام كند . سپس به يمن برگشت . « 4 »

--> ( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ، ج 4 ، ص 124 . ( 2 ) . على بن محمد صليحى ؛ پدرش قاضى يمن بود ، و وى را براى تحصيل نزد يكى از مشايخ گذاشت در حالى كه‌نمىدانست او از داعيان فاطمى است . پس مبانى فاطميان را فرا گرفت و پنهانى با او اظهار اخلاص كرد و زمانى كه به دانش شهره شد ، رياست حج يمنى را براى چند سال بر عهده گرفت ، وى در مكه با شمارى از افراد هم‌عقيدهء خويش اجتماع كرده ، براى رياست او بر يمن با وى بيعت كردند . وى همراه آنان به يمن بازگشت و بر برخى از نواحى آن دست يافت . سپس شمارى از قبايل را به سوى خود جذب كرد و آنان نيز وى را براى غلبه بر يمن كمك كردند . وى در آنجا خطبه به نام فاطميان خواند و از آنجا به مكه آمد و اين شهر را با كمك فاطميان در اختيار هواشم گذاشت . بنگريد : تاريخ اليمنِ عمارة اليمنى ، ص 16 . ( 3 ) . بايد توجه داشت كه وى داماد شكر بن ابىالفتوح بود . « ج » ( 4 ) . تاريخ ابن خلدون ، ج 4 ، ص 126 .